آیا شما هم سعی کرده‌اید با عادت‌ های بد خود مبارزه کنید؟ آیا این کار برای شما هم دشوار بوده و دائماً به نقطه اول بازگشته‌اید؟

حتماً با خودتان بارها فکر کرده‌اید که کاش انسان هم مثل کامپیوتر می‌توانست مغز خود را فرمت کند و از ابتدا اطلاعات و رفتار جدید خوب را در آن بریزد تا مشکلات و عادت‌های بدش برطرف می‌شد.

من فکر می‌کنم که شاید راهی برای این کار وجود داشته باشد… راهی مثل برنامه‌نویسی یک برنامه کامپیوتری که بتوان تمام عادت‌های بد را شناسایی و با عادت های خوب جایگزین کرد وجود دارد؟

برنامه نویسی کامپیوتر هرچقدر هم که پیچیده باشد بازهم راهی برای هک (نفوذ) کردن، پاک کردن و یا تغییر بخش‌های مورد نظر در آن وجود دارد – مغز انسان نیز تا حدود زیادی رفتاری شبیه به همین سیستم دارد و میتوانیم با پیروی از یک فرمول این کار را میتوانیم انجام دهیم…

چارلز دوئیکگ، نویسنده معروف Power of Habit می‌گوید :

چارلز دوئیکگ، نویسنده کتاب قدرت عادت

آنچه ما از مطالعات آزمایشگاهی به دست آورده‌ایم این است که هیچ‌گاه برای ترک عادت‌های بد دیر نیست.

عادت امری قابل انعطاف پذیر در زندگی ماست پس امکان عوض شدن آنها وجود دارد؛ اما بهترین راه برای تغییر یک عادت این است که ساختار آن عادت را بشناسیم، دلایل تغییر آن را به طور کامل روشن کنیم و چیزهایی که می‌توانیم از این تغییر به دست بیاوریم را بدانیم تا بتوان تازه به شروع تغییر یک عادت بد فکر کرد.

حالا بیایید زندگی خود را به صورت مقدار فراوانی از دستورالعمل‌ها در نظر بگیرید : پس برای برنامه‌ریزی مجدد، ما باید کدهای خودمان را طوری بنویسیم که عادت‌های بدمان را تغییر دهد.

رابطه کدها با کامپیوتر مانند رابطه عادت با DNA انسان هستند. عادت درست مانند کدها در یک نرم افزار عمل می‌کنند. در واقع DNA یک ماده خود تکرار کنند یا خود همانند ساز است که در تمام طول زندگی مواد موجود در طول زندگی و اطلاعات ژنتیکی ما را با خود حمل می‌کند.

 

Tom Bunzel محقق و نویسنده مشهور نشان داده که شباهت‌های فروانی بین وضعیت کد نویسی نرم افزار و DNA وجود دارد که برای مطالعه دقیق‌تر می‌توانید به کتاب تام بانزل با نام «اگر DNA نرم‌افزار است، کد آنرا چه کسی نوشته؟» یا «If DNA Is Software, Who Wrote the Code» مراجعه کنید.

اما بهتر است کمی بیشتر توضیح دهیم تا موضوع برای همه جا بی افتد… خب پاسخ چیست؟

» چه کسی کد ما را نوشته است؟

لازم است قبل از ادامه مطلب یک چیز را روشن کنیم، قصد ما اینجا این نیست که بفهمیم چه کسی کد زندگی ما را نوشته است.

این امر باید در علوم دیگری برسی شود. اما به طور خلاصه خیلی از عادت‌های حتی بد ممکن است از کسی اجداد شما رسیده باشد. از قومی که در آن زندگی می‌کنید و خانواده‌تان به صورت کد درون DNA قرار گرفته و نسل به نسل به شما منتقل شده و شما حالا آن عادت بد را دارید.

از این بگذریم…
چیزی که مهم است قابلیت انعطاف پذیری و تغییر این کدها در DNA است که باعث می‌شود نه تنها خودتان اصلاح شوید، بلکه از دست دادن چنین عادت‌های بدی به نسل بعدی جلوگیری کنید. خب به ادامه بحث برگردیم.

» کد نویسی جهت نوشتن یک دستورالعمل برای زندگی

اگر شما تا اینجای مطلب کمی سردرگم شده باشید کاملاً طبیعی است زیرا تا به حال ما با زبان برنامه نویسی حرف زده‌ایم. اما حالا می‌خواهیم مفاهیم را بسیار روان‌تر بیان کنیم.

در خلاصه مطالب بالا باید بگوییم که منظور ما این است :

اگر کدها، دستورالعمل‌هایی هستند که رفتار یک نرم افزار را تعیین می‌کنند،
عادت‌ها نیز کدهایی هستند که رفتار ما را شکل می‌دهند.

پس ما می‌توانیم عادت‌هایمان را تغییر دهیم و از این طریق ژن خود را اصلاح کنیم در واقع به طور علمی باید گفت رفتار و عادت‌های جدید می‌تواند ژنی را بسازند که با ژن‌هایی که از طریق ارث یا حتی کارهای گذشته ما در DNA وجود داشته جایگزین شود.

علاوه بر این برنامه نویسی مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها برای کامپیوتر است و درست همان‌طور که کدها دستوراتی را برای اجرا در اختیار کامپیوتر قرار می‌دهند، عادت‌ها و اقدامات روزانه نیز به طور مرتب دستورالعمل رفتاری را برای مغز ما صادر می‌کند.

حالا که به این مرحله از شناخت رسیدیم فقط کافی است کدی را بنویسیم که زندگی ما را تغییر دهد!

 

» دستورالعمل برای شکستن عادت غلط چیست؟

آقای Charles Duhigg در کتاب «قدرت عادت» می‌گوید که هر عادت با یک الگوی روانی به نام حلقه عادت درست می‌شود که شامل ۳ بخش است.

  • هدف: در ابتدا ما باید هدف و نشانه‌ای را که می‌خواهیم آن را در مغز خود به حالت خودکار درآوریم پیدا کنیم
  • روالروال آن را شناسایی می‌کنیم که نهفته در رفتار ما است
  • پاداشپاداش را پیدا می‌کنیم؛ چیزی که مغز را قانع می‌کند. یعنی پاداشی که از این تغییر به دست خواهد آورد

بهتر است این کار را در یک مثال بیان کنیم تا مطلب بهتر جا بیافتد. بیایید برسی کنیم که چطور عادت هر روز رفتن به کافه را قطع کنیم و بجای آن هر روز عصر یک شیرینی شکلاتی بخوریم

> قدم اول: شناخت روال

مشابه ساختار یک کد، شما باید اول تمامی اجزای این عادت بد را بشناسید، یعنی باید بدانیم که چرا و چگونه این چرخه عادت رفتن به کافه برای شما ایجاد شده است.

قدم دوم: آزمایش به همراه پاداش

وقتی ما کاری را انجام می‌دادیم که به عادت تبدیل شده، حالا چه کار خوب یا بد، حتماً یک پاداش جسمی و ذهنی درون آن برای ما وجود داشته که مغزمان قانع شود که آن را انجام دهد.

مثلاً اگر ما هر روز به کافه می‌رفتیم، باید پاداش اینکار برای مغز را بشناسیم، مثلاً دلایلش این است که: دوست ما آنجاست، خوراکی خوشمزه‌ای دارد، در آنجا خستگی‌ام رفع می‌شود.

حالا اگر می‌خواهیم بجای کافه رفتن هر روز از مغازه یک شیرینی شکلاتی بخریم باید پاداش‌هایی را ایجاد کنیم که جای پاداش کافه رفتن را برای مغز ما بگیرد. مثلاً: با دوست خود به آنجا بروید و شیرینی را در پارکی بخورید که رفع خستگی شود

 

قدم سوم: تکرار آهسته برای نهادینه شدن عادت

همان‌طور که گفتیم عادت‌ها مانند یک کد در DNA ما قرار دارند. حالا هرچه قدر که این عادت قدیمی‌تر باشد، تغییر آن نیز سخت‌تر است. اگر شما چند سال است که به یک کافه می‌روید بسیار سخت است که یک باره آن را از بین ببرید.

پس باید نقشه‌ای داشته باشید که آرام آرام عادت قدیمی را ضعیف کند و بجای آن قدرت بیشتری به عادت جدید بدهد.

برای مثال از روز اول نمی‌توانید رفتن به کافه را ترک کنید اما می‌توانید کم کم ساعت حضور در آنجا را کم کنید و تا جای پیش بروید که فقط ۱-۲ روز در هفته وارد کافه شوید و در عوض هر روز تمرکزتان را روی خرید یک شیرینی شکلاتی و خوردن آن در پاک بگذارید تا جایگزین عادت قبلی شود.

این چرخه کلی عادات است. مطمئن شوید که خوب این چرخه را درک کرده باشید :

» این کار آسانی نیست، همان طور که برنامه نویسی آسان نیست !

فراموش نکنید که این کار آسانی نیست، از یک برنامه نویس بپرسید که چه میزان طول کشیده تا به مهارت فعلی دست یافته است؟

ما قرار نیست یک شبه عادت‌های خود را تغییر دهیم.
مهم این است که شما به فرمول و استراتژی خاص خودتان برسیدآن وقت می‌توانید عادت‌های بد خود را آرام آرام تغییر دهید.

فراموش نکنید برای ترک یک عادت بد، ابتدا باید یک عادت نسبتاً بد و سپس یک عادت معمولی و سر انجام یک عادت خوب را جایگزین آن کنیم تا بتوانیم نتیجه بگیریم.

آمارها نشان می‌دهد که ۸۰% افرادی که اعتیاد را ترک می‌کنند دوباره به مصرف مواد باز می‌گردند.
دلیل آن این است که آنها مواد را ترک می‌کنند بدون آنکه جایگزینی که پاداش مناسب و لذت مواد را به آنها بدهد داشته باشند. اگر بخواهید کار اشتباهی مثل ترک مواد مخدر در شما نهادینه شود حتماً باید جایگزینی برای آن در DNA خود پیدا کنید.

خب، آماده‌اید این سفر را شروع کنید؟

مربی موفقیت : آرش همتیان

توصیه می کنم ، حتما مقاله دستورالعمل خودشناسی را بخوانید.