تال بن شاهار (نویسنده و استاد دانشگاه هاروارد)، میخواست به دانشجویانش یاد بدهد واقعا شاد باشند ! و نه اینکه بخواهند نقش افراد شاد را بازی کنند؛ البته او به طرز شگفت انگیزی در این کار موفق هم شد.

چون در مدت خیلی کوتاهی آموزه های تال در سرتاسر اینترنت و صدایش که توسط دانشجویان هنگام تدریس ضبط شده بود به کل دنیا سرایت کرد و تال به شهرت جهانی رسید.

او کتابی هم با عنوان «شادتر؛ راز داشتن لذت روزانه و ماندگان را یاد بگیرید» به رشته تحریر درآورد که خیلی زود به صدر جدول کتاب های پرفروش راه یافت و بازخورد فوق العاده زیادی از طرف خوانندگان دریافت کرد.

قابل ذکر است تمام آموزه های تال، متفاوت از آموزه های مرسوم در این حوزه بودند و یکی از دلایل اصلی مشهوریت وی، به خاطر آموزه های کاربردی در زمینه خوشبختی و لذت در زندگی است.

بنابراین اگر نمیخواهید شما هم قسمتی از آمار رو به رشد افسردگی در کشور باشید و دوست دارید نهایت لذت را با شاد بودن و حس خوب از این زندگی ببرید، این مقاله را که چکیده‌ای از آموزه های تال هستش، را از دست ندید.

آنچه در ادامه میخوانید تحقیقات چندین دهه تال در زمینه داشتن زندگی شاد است؛
شما باید یادبگیرید تصویری بزرگ از خوشبختی و شادی در ذهن داشته باشید، چیزی که نه تنها شما را در خانه، محل کار، در کنار دوستان و تمام قسمت های زندگی تان را نیز شامل باشد…

خب، آماده داشتن یک زندگی شاد و لذتِ احساس خوشبختی هستید؟ شروع کنیم…

» درس شماره یک: لذت را باید اول معنا کنید

لذت یکی از دلایل خوشبختی است.یک احساس خوب…. اینطور نیست؟ هست !
اکثرمان به دنبال لذت هستیم و وقتی ایجاد شد، در عمق وجودمان به دنبال آن می گردیم و آنرا که پیدا کردیم با حسرت منتظر تمام شدن آن میشویم.

اما این فقط نیمی از دستور پخت خوشبختی است.
ما به مــعــنــا به اندازه لـــذت نیاز داریم. هـــدفی که برای ما معنادار باش؛ و وقتی بتوانید معنا را با لذت تلفیق کنید میتوانید به احساس خوشبختی واقعی دست بیابید.

زمانی که ما در زندگی اهدافی داریم، باعث میشود دستآوردهای ما در راه اهداف لذت بخش و البته معنا دار باشند. دانش آموزی که نمره ۲۰ میگیرد از تلاش-اش لذت میبرد اما این لذت زودگذر خواهد بود اگر معنا-ای نداشته باشد.

اما فرض کنید هدف این دانش آموز مثال ما، شاگرد اول بودن باشد.
بنابراین این نمره ۲۰ برایش معنا دارد و هم لذت که شادی و احساس خوشبختی را در وی بلند مدت و عمیق تر میکند.

تحقیقات نشان داده نظافتچی های بیمارستان، زمانی که احساس میکنند بیماری در اتاقی که روزانه آنجا را نظافت میکنند بهبود می یابد، معنا و هدفی در کارشان میبینند و حس رضایت نسبت به آن دارند و کارشان را فقط یک مشت وظیفه نمیدانند.

پس، آموزه اول : در کنار لذت باید مفهوم، هدف و چیزی عمیق تر داشته باشید.

 

 

» درس شماره دو: به دنبال زندگی باشید؛ خودش نمی‌آید !

  • آیا واقعا اطلاع دارید زندگی تان چطور سپری میشود؟
  • آیا واقعا میدانید تک تک ساعاتی که میگذرند به نفع شما تمام میشوند یا به ضرر شما؟

تال توصیه میکند : به مدت دو هفته هر روز بنویسید هر ساعت به چه کاری مشغول بودید.
فقط همین تمرین ساده به شما کمک میکند بدانید در چه مسیری فعالیت میکند، اکثر اوقات مشغول چه کارهایی هستید و …

مورد دوم مکمل مورد اول است.
در مورد اول، شما با داشتن اهداف معنا ایجاد میکنید و سپس در مورد دوم شما سعی میکنید با پیگیری فعالیت هایتان به سمت اهدافتان بیشتر اوقات را در راه دستیابی به اهدافتان سپری کنید.

 

» درس شماره سه: قرار نیست برای یک زندگی خوب سختی بکشید !

اکثرمان (بیش از ۹۵٪ مردمی که می شناسید) باور دارند هر نتیجه مهم و دستآورد بزرگ در زندگی نیازمند سخت کار کردن، زحمت زیاد کشیدن و عرق ریختن است. اما این به کلی اشتباه است.

این سبک زندگی فقط شما را ناامیدتر، خسته تر و فرسوده میکند.
شما تا زمانی که جوان هستید، تاثیرات این طرزفکر را در زندگی تان کمتر میبینید و لمس میکنید اما میتوانید نتیجه یک عمر سخت کار کردن را در افراد مسن جامعه مشاهده کنید…

تال پیشنهاد دیگری برای شما دارد :

کارهایی باید انجام بدهید که در راستای اهدافتان باشند و البته از روند آن لذت ببرید؛
اگر زندگی افراد موفق را مطالعه کنید، خواهید دید آنها برای بدست آوردن نتایج بزرگی که بدست آورده اند،هیچوقت سخت کار نکرده اند ! در واقع آنها فقط خودشان را غرق در کاری که از آن لذت می برده اند کرده اند. همین و بس !

در واقع شما باید در جریانِ لـذت باشید.

 

» درس شماره چهار: فرض کنید هیچکس شما را قضاوت نمیکند

فقط تصور کنید :‌یک جادوگر، بر روی شما جادویی اعمال میکند که هیچکس نمیتواند ببیند شما چه کارهایی انجام میدهید یا چه نتایجی بدست آورده اید. اگر کسی دیگر کارهای شما را قضاوت نمیکرد، چه کارهایی انجام میدادید؟

این سوال به عقیده تال بهترین سوال برای پیدا کردن کارهایی است ک شما را در جریان لذت قرار میدهد.

ما به اشتباه عادت کرده ایم هرکاری را که میخواهیم انجام دهیم، در پس زمینه ذهن مان به این فکر کنیم که دیگران راجع به ما چه فکر خواهند کرد؟ درباره ما چه خواهند گفت؟ چه قضاوت هایی درباره ما میشود؟ و …

تال این نوع طرزفکر را اشتباه میداند و به دانشجویانش توصیه میکند هرچه سریع تر آنرا تغییر دهند و خودشان را در زندگی مشغول کارهایی کنند که از آن لذت میبرند و برایشان معنا دارد.

 

» درس شماره پنج: انجام دهید؛ مهم نیست میدانید یا نه!

اکثر افراد فکر میکنند اگر چیزهای درست زیادی بدانند، کارهای درست زیادی انجام میدهند.
اما هرگز چنین اتفاقی نمی افتد…

میدانید چرا؟
هرچقدر بیشتر میدانند، به همان اندازه بیشتر به ندانسته هایشان اضافه میشود !
و این یعنی هیچوقت دست به کار نمی شوند چون فکر میکنند فعلا به اندازه کافی اطلاعاتی ندارند.

  • دانستن خوب است
  • علم خوب است
  • اطلاعات خوب است

اما این عــمـــل انجام شده و کار صورت گرفته است که اهمیت دارد.
شما باید عاداتی در خودتان ایجاد کنید که شما را ندانسته و ناخودآگاه به سمت و سوی اهداف تان هدایت کند و مشغول به کارهایی کند که در راه دستیابی به اهدافتان هستند.

تال چند نمونه از عادات مثبتی که شما را به یک عملگرا تبدیل میکند نام میبرد :

  1. ورزش کنید؛ ورزش کردن نه تنها شما را سلامت و جذاب نگه میدارد، بلکه ورزش کاملا ضد افسردگی است.
  2. با دوستانتان بیشتر وقت بگذرانید؛ فاکتور شماره ۱ احساس خوشبختی این است :‌ چه مقدار وقت با افرادی که دوست شان دارید میگذرانید؟
  3. شکرگزاری؛ تا میتوانید ممنون و متشکر چیزهایی که دریافت میکنید باشید. اگر از کسی سوالی می پرسید و پاسخی مناسب دریافت میکنید صمیمانه تشکر کنید. هر روز صبح از خدا بابت آنچه در زندگی دارید و آنچه بدست خواهید آورد شاکر باشید.
  4. مراقبه کنید؛ تقریبا تمام افراد موفق و البته سالم دنیا به قدرت مراقبه پی برده بودند.

 

» جمع‌بندی

  1. شما لازم دارید برای شاد بودن لذت را با معنا تلفیق کنید؛ داشتن احساس خوب، واقعا خوب است اما باید در راه هدف باشد.
  2. زندگی تان را زیر ذره بین بگیرید؛ تمام کارهایی که در طول روز انجام میدهید را یادداشت کنید و از خودتان بپرسید : آیا کارهایی که بیشتر وقت تان را صرف آنها میکنید باعث میشوند شادی بلند مدت داشته باشید؟
  3. نابرده رنج، گنج میسر نمیشود، افسانه ای بیش نیست. باید بتوانید از مسیر لذت ببرید.
  4. فرض کنید هیچکس شما را قضاوت نمیکند؛ در جریانِ لذت، شناور باشید.
  5. انجام دادن مهمتر از دانستن است. فقط این مطلب را نخوانید، همین الان آنرا اجرا کنید !

 

مربی انگیزشی  : آرش همتیان

 

توصیه می کنم حتما مقاله “بهترین روش برای کتاب خواندن” را بخوانید.