مستثنی:

مستثنی اسمی است که بعد از ادات استثناء می‌آید و از قبل از ادات استثناء جدا و خارج می‌شود.

ذَهَبَ . علیّاً––––مستثنیالاّ––از ادات استثناالی الجَبَلِالتلامیذُ–––––مستثنی منه. علیّاً_مستثنیالاّ_از ادات استثناالی الجَبَلِالتلامیذُ_مستثنی منه رفتند دانش آموزان به کوه به جز علی.

مستثنی منه: (استثنا شده از آن):

اسمی است که مستثنی از آن استثناء می‌شود.
«التلامیذ» در مثال ذکر شده.

ادات استثناء:

کلماتی که به وسیله‌ی آنها استثناء صورت می‌گیرد که در مبحث عربی عمومی اغلب از «إلّا» استفاده شده است.

مستثنای تامّ (مستثنی منه وجود دارد)

اگر مستثنی منه در جمله وجود داشته باشد چه به صورت اسم ظاهر و چه به صورت ضمیر بارز یا مستتر در این حالت، مستثنی را تامّ می‌نامیم و از نظر اعراب این نوع مستثنی منصوب است.

نتیجه گیری : مستثنی تامّ : 

.اوّلاً: منصوب است.

ثانیاً: مستثنی منه وجود دارد

مثال : 
جاء التلامیذُ الّا علیّاً
مستثنی منه مستثنی تام و منصوب
ذَهَبوا الّا علیّاً : رفتند به جز علی.
ضمیر بارز «و» مستثنی منه مستثنی و منصوب
نَذْهَبُ الی الجَبَلِ الّا علیّاً . می‌رویم به کوه به جز علی.
نحنُ مستتر= مستثنی منه مستثنی و منصوب

بنابراین همانطور که در مثال‌ها مشاهده می‌شود اگر مستثنی منه چه به صورت اسم ظاهر چه به صورت ضمیر بارز یا مستتر در عبارت موجود باشد مستثنی منصوب است. «علیّاً» در مثال‌های ذکر شده.

نکته: 

«نَحْنُ» مستتر در صیغه‌ی ۱۴۱۴ مضارع هم در حکم این است که مستثنی منه وجود دارد. بنابراین مستثنایی که از «نَحْنُ» استثنا شود، مستثنای تامّ و منصوب است.

 

مستثنی مفرّع و روش تشخیص آن

زمانی که مستثنی منه از جمله حذف شده باشد به مستثنی «مفرّغ» گفته می‌شود.

 

مثال :

ما جاءَ الی البیتِ الّا عَلِیٌ. نیامد به خانه به جز علی.
در این مثال «مستثنی منه» وجود ندارد یعنی مشخص نیست «عَلِیّ» از چه کسانی استثناء شده است.

 

برای شناخت و تشخیص مستثنای مفرّغ دانستن نکات زیر لازم است:

۱۱) مستثنای مفرّغ در جملاتی می‌آید که:

* یا فعل جمله «منفی» باشد
* یا فعل جمله «نهی» باشد.
* یا جمله حالت پرسشی داشته باشد.

مثال:

ما جاءَ الّا عَلِیٌّ . نیامد مگر علی. (منفی)
لا تَقوُلوُا الّا الحقَّ . مگویید مگر حق را (نهی)
هَلْ جزاءُ الاحسانِ الا الإحسانُ :‌ آیا پاداش نیکی به جز نیکی است؟ (پرسشی)

«اعراب مستثنای مفرّغ»

«مستثنای مفرّغ» با توجه به نقشی که در جمله دارد، اعراب می‌گیرد برای شناخت نقش «مستثنی» از نوع مفرّغ باید ببینیم قبل از «الّا» چه نقشی در جمله وجود ندارد، همان نقش، نقش مستثنای مفرّغ است و بر طبق همان نقش اعراب می‌گیرد.

مثال:

ما جاءَ الّا عَلِیٌّ.
در این مثال فعل آمده است و فعل نیاز به فاعل دارد اما قبلِ الّا نقش فاعل وجود ندارد نتیجه اینکه نقشِ فاعل به بعد از الّا منتقل شده پس «عَلِیٌّ» در مثال ذکر شده در نقش فاعل و مرفوع است و مستثنای مفرغ است.

لا تَعْبُدُوا الّا اللّهَ . عبادت مکنید مگر خدا را.
در عبارت ذکر شده «لا تَعْبُدوُا» یک فعل متعدّی است و فعل متعدّی علاوه بر فاعل نیاز به مفعولٌ به دارد در این مثال قبل از الا فاعل، یعنی ضمیر «و» در «لا تعبُدوا» وجود دارد اما مفعولٌ به وجود ندارد و به بعد از الا منتقل شده است نتیجه اینکه «اللهَ» مستثنای مفرغ و در نقش مفعولٌ به منصوب است.

هَلْ جزاءُ الإحسانِ الّا الاحسانُ.
در مثال ذکر شده «جزاءُ »= مبتدا و مرفوع است «الاِحسانِ» مضاف الیه و مجرور است و در واقع قبل الّا نقش «خبر» وجود ندارد و این نقش به بعد از الّا منتقل شده است. پس «الإحسانُ» خبر و مرفوع است و نوع مستثنی، مفرّغ است.

به عبارت دیگر اگر در جمله مستثنی منه وجود نداشت:

 

اگر فعل جمله لازم بود ← مستثنای مفرّغ در نقش فاعل است.

. عَلِیُّ––––(فاعل مرفوع(مفرّغالاّما جاءَ–––––لازم. عَلِیُّ_(فاعل مرفوع(مفرّغالاّما جاءَ_لازم

 

اگر فعل جمله متعدّی بود و فاعل داشت ← مستثنای مفرّغ در نقش مفعولٌ به است.

. الحقَّ–––––(مفعول به منصوب(مفرغالاّلا تَقوُلوُا––––––متعدی. الحقَّ_(مفعول به منصوب(مفرغالاّلا تَقوُلوُا_متعدی مگویید جز حق را .

 

اگر فعل جمله مجهول بود ← مستثنای مفرّغ در نقش نائب فاعل است.

. القرآنُ––––––نائب فاعل و مرفوعالاّما قُرِیءَ––––––فعل مجهول. القرآنُ_نائب فاعل و مرفوعالاّما قُرِیءَ_فعل مجهول خوانده نشد مگر قرآن .

 

اگر جمله دارای افعال ناقصه بود و قبلِ الّا خبر آن نیامده بود مستثنای مفرغ در نقش خبرِ افعال ناقصه است.

. کاتباً––––(خبر کان و منصوب (مستثنای مفرغالاّعَلِیٌّ–––اسم کان مرفوعما کانَ–––––افعال ناقصه. کاتباً_(خبر کان و منصوب (مستثنای مفرغالاّعَلِیٌّ_اسم کان مرفوعما کانَ_افعال ناقصه

 

اگر جمله دارای افعال ناقصه و قبل الّا خبرِ آن آمده و اسمش نیامده بود، مستثنای مفرّغ در نقش اسم موخّر افعال ناقصه است.

ما کانَ. رجلٌ–––––اسم موخّر کان مرفوعالاّفی البَیتِ––––––(خبر مقدم کان (شبه جمله. رجلٌ_اسم موخّر کان مرفوعالاّفی البَیتِ_(خبر مقدم کان (شبه جمله

 

بنابراین همواره توجه کنیم که چه نقشی قبل از الا نیامده است و همان نقش، مربوط به نقش مستثنای مفرّغ است.

 

اگر در جملات منفی یا پرسشی یا با فعل نهی، مستثنی منه بیاید در این صورت مستثنی «مفرّغ» نیست.
علیِّاً–––مستثنای تام و منصوبالاّالطلاّبُ––––––مستثنی منهما جاءَ–––––منفیعلیِّاً_مستثنای تام و منصوبالاّالطلاّبُ_مستثنی منهما جاءَ_منفی

اگر قبل از الّا کلماتی مانند اَحَد، شیء ، عَمَل ، أَمر ، کلّ ، أعمال، أمور ، أشیاء آمده باشد این کلمات اغلب مستثنی منه می‌باشند و دیگر مستثنی از نوع مفرّغ نمی‌باشد.
نحنُ لا نخافاللّه––مستثنای تام و منصوبالاّاَحَداً––––مستثنی منهاللّه_مستثنای تام و منصوبالاّاَحَداً_مستثنی منه

اگر مستثنی در گزینه‌ای مرفوع بود قطعاً آن مستثنی، مفرغ است.
ما جاء الی البیتِ الّا الطالبون. مستثنای مفرّغ (چون مرفوع است)

زیرا اگر مستثنی منه آمده بود قطعاً مستثنی باید منصوب باشد.

شناخت مسثنی منه و صحیح و خطا در مستثنی:

مستثنی منه نقش نیست و می‌تواند دارای نقش‌های گوناگون باشد.

۱) ذَهَبَ الطلّابُ الّا علیّاً. ۲) رأیتُ الطلّابَ الّا علیّاً.
(مستثنی منه در نقش فاعل) (مستثنی منه در نقش مفعولٌ به)
۳) الطلّابُ ذَهَبوُا الّا واحداً . ضمیر بارز «و» مستثنی منه در نقش فاعل.

مستثنی منه هیچگاه قبل از فعل نمی‌اید پس الطلّاب در مثال شماره ی ۳ مستثنی منه نمی‌باشد.

 

فقط در یک حالت مستثنی منه می‌تواند ضمیر مستتر باشد و آن زمانی است که مستثنی منه ضمیر «نحن» در صیغه‌ی ۱۴ مضارع باشد.
نَذْهَبُ الی الجبلِ الّا علیّاً . می‌رویم به کوه به جز علی.
نحنُ مستتر مستثنی منه است.

 

هیچگاه ضمایر هُوَ هِیَ اَنتَ أنَا نمی‌توانند مستثنی منه باشند زیرا تمام این ضمایر ذکر شده «یک نفر» هستند و نمی‌توان مستثنی را از یک نفر استثناء کرد. تنها ضمیر مستتری که می‌تواند «مستثنی منه» باشد ضمیر مستتر «نحن» است که از یک نفر بیشتر است.
در مورد تست‌های صحیح و خطا در مستثنی باید به تمام قواعد مستثنی چه تام و چه مفرغ مسلط باشیم .

اگر به دنبال جزوه مباحث دیگری هستید، کلیک کنید.