برند شخصی تان را درست بسازید

شاید بخواهید تصویری که از خود به عنوان برند شخصی دارید را تغییر بدهید؛
شاید میخواهید تصویری جدید داشته باشید، تصویر فعلی را بازسازی کنید و یا تصویر فعلی را توسعه دهید، چه کار باید بکنید؟ قدم های تان برای این تغییر کدامند؟
بهترین منبع برای اینکار، متخصصان هستند؛

مشاورانی که به برندهای شخصی بزرگ دنیا مثل سوپراستارها، کارآفرین ها و … توصیه های راهبردی میدهند.
یکی از برترین مشاورین در این زمینه خانم دوری کلارک است که مجله Forbes راجع بهش می نویسد

«دوری با کتاب جدیدش توپ را بیرون از زمین بازی که تا به حال می شناختیم انداخت و مفاهیم جدیدی ابداع کرده تا بهتر روند تغییر برند شخصی را درک کنیم.»
در این مقاله شما توصیه های راهبردی و چکیده کتاب پرفروش «بازآفرینی خود» اثر دوری کلارک را قرار است بخوانید؛ آماده اید تصویری جدید و بهتر از خودتان بسازید؟

اولین قدم با طرح و نقشه گام بردارید

قبل از هر اقدامی، باید با حوصله ی تمام نقشه ای تهیه کنید.
توجه کنید که تغییر برند شخصی عملا کار پیچیده است و توجه به جزیئات در این کار حرف اول را می زند.

اگر نقشه ی شما ضعیف باشد، ممکن است به اشتباه از برند شخصی دیگران تقلید کنید.
کلارک پیشنهاد میکند بهترین راهکار برای داشتن نقشه، تحقیق و جستجو است.

مجله های مربوط به کارتان را مطالعه کنید و افراد موفق درحیطه ی کاری خود را بیابید.

سپس به جمع آوری مصاحبه ها و کارنامه های آن افراد بپردازید.

اگر در این زمینه ها اطلاعات کافی در دسترس نیست می توانید به سراغ مشاوران شغلی بروید و از آنها کمک بخواهید.
باید مشخص کنید که دقیقا می خواهید از کجا به کجا برسید.
ممکن است بدنبال ارتقای شغلی باشید. ممکن است به تغییر شغلتان فکر کنید. پس مهم است بدانید که چه برندی را دنبال کنید.
در قدم بعدی باید به پرورش مهارت های لازم بپردازید.
برای مثال اگر طراح بازی های کامپوتری هستید و می خواهید برندی مثبت و تاثیرگذار از خود بسازید قطعا باید مهارت های مربوط به فناوری را در حیطه ی خود ارتقا دهید.
تقریبا تمام کسانی که بدنبال ایجاد و یا ارتقای برند شخصی خود هستند تا این مرحله پیش می روند ولی سوال اساسی تر آن است که چه دانش و مهارت هایی شما را متفاوت تر از دیگران نشان می دهد.
در اینجاست که نقشه ی شما تکمیل می شود…

دومین قدم اهرم تفاوت را بکار بگیرید

همه ی ما دارای خصوصیاتی هستیم که بیشتر انسان ها ما را با آن خصوصیات به یاد می آورند. در زمان تغییر برند شخصی این تفاوت ها می توانند به نفع ما باشند.
رابرت ریچ قد کوتاهی دارد اما این جزئی از برند شخصی اوست
جالب است که این تفاوت ها می توانند خصوصیات فیزیکی ما را نیز شامل شوند.
در این زمینه خانم کلارک به آقای رابرت ریچ، وزیر سابق کار و امور اجتماعی ایالات متحده اشاره می کند، که قدی کمتر از پنج پا دارد. او ادامه می دهد :
«او میدانست که مردمی که برای بار اول او را می بینند حتما شگفت زده خواهند شد؛
ولی او تصمیم گرفت که این تفاوت فیزیکی به جای اینکه باعث حواس پرتی مردم شود،
در ابتدای سخنرانی ها شروع به بذله گویی راجع به قامت کوتاه خود می کرد و بدین نحو کوتاهی قد او نه بعنوان یک نقص یا خصیصه که به عنوان قسمتی از تصویر عمومی یا برند شخصی اش در اذهان مردم ماند.»

سومین قدم مهارت داستان سرایی را پرورش دهید

این طبیعت ماست که علاقه مندی های زیادی داشته باشیم و بدنبال تجربیات تازه برویم و مهارت های گوناگون را امتحان کنیم. به عقیده ی کلارک، این طبیعت، گاهی اوقات با روحیه ی تنوع طلبی و تفنن اشتباه گرفته می شود.

گرچه کلارک اعتقاد دارد که گذشته ی پرفراز و نشیب انسان ها و جستجوی علایقی که ممکن است متناقض به نظر برسند هیچ اشکالی ندارد ولی باورهای عمومی به این گذشته نگاه مثبتی نخواهند داشت.

کلارک پیشنهاد می کند که در زمان داستان سرایی از خود، باید از قسمت هایی از گذشته تان صحبت کنید که ارتباط معناداری با برند شخصی مورد نظرتان داشته باشد.
مشکلی که کلارک در داستان پردازی های مشاهده می کند این است که بیشتر افراد در زمان داستان سرایی بیشتر بر علایق شان تمرکز می کنند و از ارزش هایی که به ارتقای برند شخصی شان منجر می شود، غافل می شوند.

از نظر او جملاتی شبیه ، ‘می دونید چیه… از کار قبلیم واقعا خسته شده بودم. وقتش رسیده بود که یک کار جدید انجام داشته باشم’ بدترین نمونه های داستان سرایی است چون هیچ ارزشی به برند شخصی تان اضافه نمیکند.

برای درک بهتر از مهارت داستان سرایی، کلارک مثال گویایی را مطرح می کند.
مردی را تجسم کنید که یک روزنامه نگار در حوزه ی کسب و کار است و تصمیم گرفته است که به یک روزنامه نگار در عرصه ی غذا و رستوران گردی تبدیل شود.
داستانی که می تواند برند شخصی او را بخوبی تغییر دهد اینگونه است :

‘سابقا در مورد ابعاد تجاری هر کسب و کاری مطلب می نوشتم و این ها شامل کسب و کارهای مربوط به انواع رستوران ها و فروشگاه های نوشیدنی نیز می شد.

پس از مدتی متوجه شدم که دانش من از الگوهای کشاورزی برای تامین مواد اولیه رستوران ها و سرمایه گذاری در بخش های تجاری می تواند با یکدیگر تلفیق شود و رویکردی جدید را در نقد و بررسی رستوران های جدید بوجود بیاورد.’
همانگونه که کلارک تاکید می کند داستان سرایی شما در مورد برند شخصی تان باید هماهنگ با گذشته باشد.

چهارمین قدم خودتان را از نو معرفی کنید

پس از برداشتن سه قدم اساسی که توضیح داده شد، وقت آن است که خودتان را هم در فضای حقیقی و هم در فضای مجازی به گونه ای دیگر معرفی کنید. اگر از شبکه های اجتماعی مانند Facebook, Linkedln یا Twitter استفاده می کنید باید تصویر نمایه ی خود را متناسب با برند جدید خود تغییر دهید.

در عرصه های عمومی و مراودات اجتماعی نیز باید خود را به گونه ای دیگر و متناسب با برند شخصی مطلوب خود معرفی کنید؛ برای مثال، اگر میخواهید مردم از شما تصویر یک فرد بشاش و خوش مشرب داشته باشند، بهتر است در لباس هایتان گاها از رنگ های شاد و روحیه بخش استفاده کنید.
اگر در محل کارتان میخواهید شما را فردی منظم و خوش قول بشناسند و تصویری هماهنگ با این این خصوصیات در ذهن شان بسازید،

بهتر است کارت ویزیت خود را تغییر دهید و اطلاعات مختصری را در مورد برنامه های آینده ی خود در اختیار دیگران قرار دهید و از کادرهای منظم و مرتب استفاده کنید.

پس از معرفی خود به شیوه ای متفاوت وقت آن است که بدنبال پروژه ها و فعالیت هایی اجتماعی باشید که با تصویر عمومی شما سازگاری بیشتری دارد و تا حد ممکن در آن فعالیت ها حضور داشته باشید.

شما اگر میخواهید برند شخصی تان یک فرد روشنفکر و دارای ایده های نو باشد، بهتر است کتابخوانی را در برنامه تان قرار دهید؛ زیرا هرچقدر هم تصویر شما بزرگ و زیبا باشد، یک از واقعیت فراتر نخواهد رفت.

پنجمین قدم ارزش هایتان را اثبات کنید

حتی پس از اینکه خودتان را بطور متفاوت معرفی کردید باید متوجه باشید که تفاوت زیادی میان مردمی که می دانند شغل و یا منسب جدیدی را بدست آورده اید و آنانکه به شما اعتماد دارند و مطمئن هستند که کارتان را بخوبی انجام می دهید وجود دارد.
آنها پیش خود می گویند: ‘من شما را دوست دارم و برای من قابل احترام هستید ولی تا زمانی که مهارت های تان را با چشم خود نبینم نمی توانم اعتبارم را به خطر بیاندازم و شما را به دوستان، آشنایان و مشتریانم معرفی کنم’

راهکاری که کلارک در این مورد ارایه می دهد این است که بنحوی قسمتی از مهارت های جدید خود را که با برند شخصی تان ارتباط تنگاتنگی دارد بطور رایگان در اختیار دیگران قرار دهید.

برای مثال، می توانید قسمتی از مهارت یا دانش خود را بصورت محتوای رایگان در اینترنت در دسترس عموم گذاشته و یا کارها و خدمات داوطلبانه را به افراد جدید پیشنهاد کنید. اگر دانش شما بتواند گره ای هر چند کوچک را نیز باز کند

شما در تثبیت برند شخصی تان موفق عمل کرده اید.

پس از این، باید به سراغ سازمان هایی بروید که در زمینه ی شغلی شما حرف اول را می زنند.

شاید یکی از بهترین راه ها برای معروف کردن خودتان این باشد که با آنها مکاتبه کنید و راهکارهایی را برای کمک به آنها پیشنهاد کنید.

توصیه ی دیگر این است که در سمینارهای مرتبطی که در آن شرکت ها برگزار میشود شرکت کنید و ارتباطات خود را با افراد ارشد و اثرگذار آن سازمان گسترش دهید.

باید بدانید که دیده شدن مهمترین ابزار برای راه یافتن به این سازمان هاست و همکاری با سازمان ها و شرکت های معتبر به تثبیت برند شخصی شما کمک فراوانی می کند.

سخن آخر برای تمام کسانیکه به دنبال ساختن و یا پرورش برند شخصی بهتری هستند این است که عنصر پشتکار و مداومت را فراموش نکنید…

یک مکالمه ی تاثیر گذار ممکن است در توسعه ی برند شخصی شما اثر گذار باشد، ولی اگر اینکار را بطور مداوم انجام ندهید بزودی فراموش خواهید شد. بنابراین ساختن برند شخصی کاری دائمی و مداوم است.

حساسیت برند سازی شخصی از آن نظر حیاتی است که حتی یک اقدام کوته فکرانه و اشتباه می تواند تمام زحمت های شما را یک شبه نابود کند. خانم کلارک، مایکل میلکن را در این مورد مثال می زند، شخصی که بخاطر تخلفی امنیتی

به زندان محکوم شد و با این اقدام اعتبارش را بعنوان یک خیراندیش با وجود سه دهه تلاش در عرصه های انساندوستانه تا حد زیادی از دست داد.

همانگونه که وارن بافت می گوید :

«حدود ۲۰ سال طول می کشد تا بتوانید برای خود شهرت خلق کنید
اما برای از بین بردن آن تنها ۵ دقیقه زمان کافی خواهد بود.
اگر این موضوع را بدانید، همه ی کارها را به گونه ی متفاوتی و با دقت انجام می دهید.»

توصیه می کنم مقاله پایان دادن به تنبلی ها را هم حتما بخوانید ، کلیک کنید.