برای شناسایی قدرت باور از ابتدای ابتدای ابتدا شروع کنیم – زمانی که بچه بودید !
وقتی تازه به دنیا آمده بودید، همه چیز این دنیا برای شما عجیب و جالب بود. هیچ چیز خوب یا بد نبود، بلکه جالب بود. شما نمیدانستید که جویدن ناخن یا مکیدن انگشت شصت خوب است یا بد، اما اینکار جالب بود.

کمی که گذشت، توسط مادر و پدر همه چیز برای ما قطبی شد و با تکرار این عبارات، یک سری باور در ما از کودکی شکل گرفت؛ درحالی که نمیخواهیم بحث را به روانشانسی بالینی(!) بکشانیم، فقط چند مورد را اشاره میکنیم :

  • شما باور کردید بازی کردن در خیابان و جاهای کثیف شما را مریض میکند (و واقعا مریض هم میشدید)
  • شما باور کردید درس خواندن سخت است و برای گرفتن نمره خوب باید زیاد درس بخوانید (و دیدید که وقتی کم درس خواندید نمره شما بد شد)
  • شما باور کردید افراد ساکت و کم حرف کلاس توسط معلم تحسین میشوند (و دیدید که وقتی سر کلاس صحبت میکردید معلم با شما برخورد میکرد)

این‌ها میخواهند به شما یک پیام مهم بدهند :

» شما آنچه را میبینید باور نمی‌کنید «
» بلکه آنچه را که باور کرده‌اید میبینید «

و این به معنی قدرت باور است.

این جمله را نیز در گوشه‌ای از دفتر سررسید‌تان بنویسید و بارها و بارها بخوانید.
باورهای شما، توسط نتایجی که این دنیا به شما نشان میدهد، تثبیت میشوند و محکم‌تر میشوند.

مهم نیست به چه چیزی باور داشته باشید؛ همان رخ میدهد !
و به لطف نظریه جهان‌های موازی و علم فیزیک کوانتوم ما میدانیم که هرکدام از ما، نتایج متفاوتی از باورهایمان به نسبت این دنیا دریافت میکنیم.

برای مثال، اگر شما باور داشته باشید که همه مردم خوب هستند و به همدیگر کمک میکنند، در طول هفته افرادی وارد زندگی شما میشوند که به شما کمک میکنند و واقعا این باور شما تقویت میشود.

همچنین اگر باور داشته باشید مردم دروغگو و بد ذات هستند، در طول هفته ممکن است چند مورد بی احترامی، دروغ و خیانت تجربه کنید.

دوستان، چیزی به نام واقعیت وجود دارد که برای هرکس منحصر به فرد است و مکانیزم این دنیا به طرز عجیب و غیرقابل توضیحی چنان دقیق است که هرآنچه را که عمیقا باور داشته باشید با اتفاقاتی که برای شما رخ میدهد، باورهایتان را تقویت میکند.

برای اینکه بحث باورها کمی شفاف تر شود، اجازه بدهید کمی کلمات را واضح تر معنی کنیم. خُب؛

» باور چیست؟

باور شما، افکاری است بارها و بارها برای شما، توسط خودتان یا دیگران یا محیط تکرار شده است.

  • آیا باورهای‌مان قابل تغییر هستند؟ بله… جلوتر میخوانید چطور.
  • آیا باورهای ما قدرت دارند؟ بله…بینهایت.
  • آیا میتوانیم بفهمیم چه باورهایی داریم؟ بله… نتایج‌تان را در زندگی ببینید.

باورهای ما، همانطور که ممکن است تا به اینجای مقاله متوجه‌اش شده باشید، قابل تغییر هستند؛ وقتی شما افکارتان را عوض کنید، به مرور افکار جدید در ذهن بکارید و این افکار را مکررا تقویت کنید، باورهای شما تغییر میکنند.

 

» چطور باورهای مان را تغییر دهیم؟

 

اولین گام – ابتدا نتایجی که میخواهید بدست آورید را مشخص کنید.

در زندگی چه میخواهید؟ درآمد بیشتر؟ دوست های بهتر؟ محل زندگی زیباتر؟ مردم شادتر؟ همسایه‌های مودب تر؟ هرآنچه را که میخواهید در این دنیا ببینید را مشخص کنید.

دقیقا بنشینید و بنویسیند که درحال حاضر در عرصه‌های مختلف زندگی‌تان از جمله درآمد، روابط عاطفی و خانوادگی، دوستان و … چه نتایجی دارید، و میخواهید چه نتایجی از این به بعد بدست آورید؟ برای مثال؛

  • میخواهم درآمدم افزایش پیدا کند
  • میخواهم دوستان قابل اعتمادی داشته باشم و به آنها اعتماد کنم
  • میخواهم شاد باشم
  • میخواهم خوش شانس باشم
  • میخواهم همه من را دوست داشته باشند

دومین گام – باورهایی که خروجی آنها نتایج مورد نظر شماست را مشخص کنید

خب، حالا به قسمت جالب ماجرا رسیدیم؛ اینجا باید باورهایی را که باعث میشوند نتایج مورد نظر شما از قسمت اول بدست می‌ایند را پیدا کنید.

برای مثال، اگر باور شما این است: پول درآوردن سخته و هر روز سخت تر میشه.

طبیعتا هرچقدر هم تلاش کنید به مرور زمان درآمد شما کمتر و کمتر خواهد شد… پس این باور باعث نمیشود که نتیجه مورد نظرتان یعنی میخواهم درآمد افزایش پیدا کند را بدست آورید.

شما باید باورهایی که منتهی به این نتیجه میشوند را مشخص کنید :

  • پول درآوردن یکی از راحت‌ترین کارهاست
  • من برای پولدار شدن با عشق کار میکنم
  • به صورت طبیعی و خودکار درآمدم هرسال افزایش پیدا میکند
  • و …

همانطور که خواندید، مهم نیست باور شما چیست؛ این دنیا هرآنچه را که به آن باور داشته باشید، برای شما محقق میکند تا باور شما تقویت شود.

حال برای هر خروجی که دارید، بنشینید و باورهای مورد نظر را بنویسید.
دقت کنید : شاید در هنگام نوشتن احساس کنید ‘این بچه بازی‌ها چیه… مگه میشه با یه جمله نوشتن درآمدم بیشتر بشه…’

دوستان، توضیح بیشتر و عمیق‌تر راجع به قدرت باورها از حوصله این مقاله خارج است، اما برای آنکه بدانید چطور یک جمله به ظاهر ساده و مسخره میتواند یک زندگی را نابود یا یک آینده زیبا بسازد، به مدت دو ماه به صحبت‌های من اعتماد کنید و آنرا تمرین کنید… از نتایج حیرت زده میشوید !

اگر عجله داشتید، شما را به کتاب قدرت فکر اثر دکتر جوزف مورفی می‌سپارم.

سومین گام – بمباران باورها را شروع کنید

حال که باورهای مورد نظر را نوشتید، باید با تکرار فراوان از راه‌های مختلف آنرا با باورهای قبلی جایگزین کنید.

برای مثال، روشی که ناپلئون هیل برای افزایش درآمد ماهیانه توصیه میکند این است که درآمد مورد نظر ماهیانه‌تان را بر روی یک کارت کوچک بنویسید و هر روز صبح ده بار، عصر ده بار و شب هنگام خواب ده بار آنرا بخوانید.

  • درآمد ماهیانه من ————– تومان است

اینکار را به مدت دو ماه اگر انجام دهید، به دو نتیجه جالب میرسید :

  • راه‌هایی را میبینید که درآمدتان را خیلی راحت به اندازه مورد نظر افزایش دهید 
  • باور میکنید بدست آوردن درآمد مورد نظرتان ممکن است و شما میتوانید آنرا بدست آورید

حال برای باورهای دیگر نیز میتوانید از این روش استفاده کنید؛
آنچه را که میخواهید بدست آورید از طریق باورهایتان را فقط با بدست آوردن باورهایتان ممکن است.

پس باورهای جدیدتان را با ضبط کردن صدایتان و تکرار جملات، نوشتن روی کاغذ و خواندن از روی کارت‌هایی که مثال‌ آن زده شد بارها و بارها به مدت دو ماه تکرار کنید.

یک نکته مهم؛ اگر باورهایتان را تغییر دهید، به صورت آنی و یکدفعه‌ای درآمد شما افزایش پیدا نمیکند !

اما اتفاق جالبی می افتد، پس از یک هفته، شما علائمی از باور جدید‌تان میبیند.
مثلا اگر باور جدید‌تان این باشد که همه مردم خوب هستند و به من کمک میکنند در طول هفته جاری ممکن است چند نفر به شما کمک کنند… کمک های کوچک حتی !

که رفته رفته این کمک‌ها افزایش پیدا میکنند تا باور جدیدتان را تقویت کنند.
پس یادتان باشد : دو ماه، به صورت جدی تمریناتی که خواندید را انجام دهید تا ببینید چطور این جهان، از قدرت باور های شما اطاعت میکند و هرآنچه را که لازم است برای تقویت باورهایتان انجام میدهد.

مربی موفقیت : آرش همتیان

توصیه می کنم حتما مقاله با کد نویسی دوباره خود، عادت های بدتان را به عادت های خوب تغییر دهید را بخوانید.