ورزشکاران طراز اول دنیا می دانند کسی که آرزو می کند، اما خودش را وقف آرزویش نمی کند هرگز به موفقیت دست نمی یابد.

همه می دانند هر چهار سال یک بار رقابت های المپیک در جهان برگزار می شود و به مدت چند هفته، کشورها سلاح های خود را زمین می گذارند و دور هم جمع می شوند تا به ورزشکاران درجه یک خود اجازه دهند در رویداد های ورزشی بهترین باشند و آدمی حیرت می کند از اینکه ورزشکاران مرد و زن جهان با جسم خود چه کارهایی انجام می دهند تا به اوج قله موفقیت برسند.

اما کسی که فقط آرزوی موفقیت دارد و برای رسیدن به آن کار چندانی نمی کند، اصلا موفق نیست، چراکه باید ترکیبی از هر دو در وجودش باشد، پس بیایید نگاه دقیق تری به نکات زیر بیندازیم و نگرشی از مفهوم آرزو و اراده را به دست آوریم؛

آرزو کنید

آرزو کردن سه بخش دارد: رویاپردازی، بینش و تمرکز

آیا اخیراً رویاپردازی کرده اید؟ مثلا اینکه یک جا نشسته باشید و تمام امکانات غیرممکنی را که زندگی ممکن است برایمان به ارمغان بیاورد، تجسم کنید؟

پس بهتر است لحظالاتی را صرفاً به رویا پردازی اختصاص دهید.

قدم بعدی بینش است. وقتی رویاها پردازی می کنید، لازم است از امکانات خاص خود کم کنید و حجم آن ها را به اندازه چیزهایی که خودتان خواهان آن ها هستید کاهش دهید.

به این ترتیب برای زندگی تان یک بینش خلق کرده اید که آن را همان طور که دلتان می خواهد. می بینید.

آخرین مرحله نیز تمرکز است. وقتی به بینش رسیدید، باید حقيقتا روی رویای خود تمرکز کنید. این همان نقطه ای است که اختصاصا نشان می دهد قرار است زندگی شما چه شکلی باشد.

وقف و از خودگذشتگی

این مورد نیز سه بخش دارد برنامه ریزی، آغازکردن و پشتکار داشتن

قطعا اگر برنامه ریزی نداشته باشید، به رویای خود دست پیدا نمی کنید، پس بدانید چه می خواهید و قرار است چگونه به خواسته های خود برسید. مرحله دوم آغار کردن است.

بسیاری از مردم رویا و حتی برنامه دارند اما هرگز شروع نمی کنند. پس نکته اش ساده است، فقط شروع کنید.

اولین قدم در این سفر طولانی فقط یک قدم است. اگر رويا و برنامه ای دارید، در مسیر درست قدم بردارید.

آخرین گزینه، پشتکار است. هر رویای بزرگی با سختی مواجه می شود اما شما چگونه به آن واکنش نشان می دهید؟

من دریافته ام هر انسان موفقی که می شناسم در طول مسیر با مشکلاتی روبه رو شده که او را برای تسلیم شدن وسوسه کرده است اما با این وجود پشتکار به خرج داده و به رویای خود دست یافته است.

اکنون بیاید فکر کنیم شما در مقام کسی که می خواهد از نظر پیگیری رویاهای خود در سطح کلاس جهانی باشد، چه جایگاهی دارید:

۱- برای مشخص کردن هدف زندگی خود این سوالات را از خود بپرسید:

در اعماق وجود خودتان می دانید که دوست دارید چه کار کنید و چگونه می توانید در این دنیا فردی شاخص باشید.

شاید به عنوان خواننده این مطلب آدمی باشید که درآمد خوبی دارد اما موفقیت و چیزی بالاتر از ثروت و هر آنچه خریدنی است معنا می کند.

موفقیت برای شما فقط مالی نیست بلکه شادی، روابط خوب و توانایی کمک کردن به جامعه را نیز شامل می شود. شما به هدفی بالاتر از بقای صرف نیاز دارید.

زمانی که عزت نفس و اعتماد به نفس در شما شکل می گیرند نیاز دارید برای کسب احساس رضایتمندی خودتان را به چالش بکشید و راهی برای نشان دادن منحصر به فرد بودن خود، به خودتان دوستان و کل جهان پیدا کنید.

افراد گمان می کنند. وقتی در فهرست خود گزینه هایی مانند ازدواج کردن، بچه دار شدن، خريد منزل، رسیدن به فلان پست سازمانی با فلان سود در بازار تیک می خورند، احساس رضایت می کنند اما شادی از کسب ثروت و موفقیت بدست نمی آید.

حتی ستاره های مشهور جهان که بیشتر از ما پول در می آورند نیز راضی نیستند. چه چیزی در زندگی شما را به حرکت وامی دارد و علایقتان را به ماموریتی رضایت بخشی تبدیل می کند؟

افراد با هم فرق دارند اما ما روی استراتژی هایی تاکید می کنیم که می توانند هر کدام از شما را به هدف منحصربه فردتان برسانند؛ پس سوالات زیر را از خودتان بپرسید:

وقتی به دوران کودکی یا سال های جوانی برمی گردید خاطره انگیزترین تجربیات شما در آن دوران کدامند؟

فهرستی از هر آنچه شما را به عنوان یک کودک یا نوجوان شاد می کرد، تهیه کنید. شاید بگویید بازی بسکتبال یا مثلاً نواختن گیتار. با گزینه های کوچک شروع کنید و این فعالیت ها را روی کاغذ بیاورید.

زمانی که به علاقه خود پی بردید به دنبال راهی برای کمک کردن به دیگران در رابطه با رسیدن به این اهداف باشید. شاید بتوانید برای آموزش به تیم بسکتبال کودکان بی بضاعت داوطلب شوید.

حس هدفمندی از درون خودتان می آید و از محیط خارجی تلقین یا انتخاب نمی شود. هدف شما ممکن است عامل سرزندگی و نشاط شما بوده یا اصلا هیچ ارتباطی با شیوه زندگی کردنتان نداشته باشد.

هدف شما ممکن است به سادگی داشتن یک زندگی خوب و سالم برای خودتان و فرزندانتان یا بسیار مهیج و بر اساس آنچه از تجربیات دوران کودکی آموخته اید باشد.

– الگوی من کیست و چرا برای این شخص احترام قائل هستم؟

شاید برای توجه و ملاحظه کار بودن همکارانتان احترام قائل هستید یا از این بابت که بسیار با خانواده شان جور هستند يا شايد الگوی شما شخصی واقعا بزرگ مانند استیو جابز باشد.

داشتن چنین الگویی می تواند ترسناک باشد اما نباید خودشان را مقایسه کنید، ویژگی ها، نگرش و توانایی او را در حفظ تمرکز مقابل همه افراد منفی باف ستایش کنید و از او درس بگیرید، اما خودتان باشيد.

– ارزش ها و باورهای مبتدی من چه هستند؟

سوال ساده ای به نظر می رسد، اما از سادگی فاصله زیادی دارد. ما برخی ارزش های خاص را می پذيريم چون اهمیت آن ها را به ما آموخته اند اما گاهی برای ما کارساز نیستند.

فلان پست سازمانی با آن گوشه از اداره می تواند قلبه و روحتان را فلج کند. بعد از سال ها گوش کردن به حرف دیگران دریافته ام که آنچه برای من اهمیت دارد آزادی است.

من شغلی را نمی خواستم که با آن زندگی ام را بگذرانم و فکر می کنم خیلی ها نیز چنین طرز فکری دارند. نکته این است که برای بهتر شدن اوضاع منتظر سازمان خود نمانید.

خودتان این اتفاق را رقم بزنید. فهرستی از ارزش هایی که برایتان آهسته دارند، تهیه کنید. این ارزش ها می تواند شامل صداقت در دوستی، حس شوخ طبعی، صبر و شکیبایی باشند.

به هرکدام از یک تا ده نمره بدهيد. ارزش ها همه خوبند اما درک اینکه کدام یک برای شخص شما از اولویت بالاتری برخوردارند کمک می کند بدانید چه چیزهایی به زندگی تان معنا می دهند.

– می خواهم میراثم چه باشد؟

سوال نهایی هر فردی این است که چگونه می توانم به دنیا کمک کنم؟ می خواهم بعد از مرگ از من چگونه یاد کنند؟ دوست دارید در جشن تولد ۹۰ یا ۱۰۰ سالگی تان چه کسانی دعوت باشد؟

دوست دارید مهمان ها درباره شما چه بگویند؟ در نهایت به ندرت ممکن است کسی از پول و قدرت شما حرف بزند و در عوض روی چیزهایی که با آن ها در دنیا تفاوتي را رقم زده اید، تمرکز می کنند.

۲- خودتان را در ده سال آینده در چه جایگاهی می بینید؟

ده سال بعد به جایی رسیده اید اما کجا؟ نمی خواهیم درباره جایگاه آینده یا راهی که قرار است برویم خودمان را گول بزنیم، وقت آن رسیده که یکی دو سال آینده را مشخص کنیم.

برای رسیدن به جایگاهی که می خواهید، آیا کتاب های مناسب را خوانده اید یا خیر؟ آدم منظمی شده اید یا خیر؟ چیزی که نمی خواهیم درگیر آن شویم توهم است.

توهم يعني: «اميد داشتن بدون اقدام کردن و آرزو کردن بدون عمل.» از خودتان بپرسید من کجا هستم؟ چه کار می توانم بکنم تا تغییرات با اطمینان بیشتر به سمت موهبت های روانی فردی، معنوی و مالی که می خواهم حاصل شود؟

٣. تنها شش قدم تا برنامه ریزی برای موفقیت خود فاصله دارید.

– برنامه مناسب خودتان را توسعه دهید: عده ای از مردم خیلی با جزئیات آشنایی دارند و می توانند به دقت یک برنامه پیچیده را دنبال کنند.

عده ای نیز کمتر آمادگی دارند که اشکالی ندارد، خب برنامه مناسب چیست؟ هرکدام از ما انسان منحصر به فردی هستیم و با عوامل مختلفی انگیزه می گیریم.

باید برنامه ای که متناسب با خودتان است را توسعه دهید. برخی برنامه ها به انداره سایرین دقیق نیستند اما همه ما باید برنامه ای در راستای اهداف خود داشته باشیم تا حرکت کنیم.

شخصیت و نقاط ضعف و قوت شما هر چه که هست، برنامه ای بر همان اساس طراحی کنید.

– زمانی را خرج برنامه تان کنید:

این زمان می تواند بیست دقیقه از ساعات صبحگاهی، هنگام صرف ناهار يا قبل از خواب باشد، می تواند هنگام شنیدن موسیقی در ماشینتان باشید.

هر چه که هست، زمانی را اختصاص داده و کاری انجام دهید. در برنامه گام به گام خود نقاطی را مشخص کنید که در آن ها می توانید هر هفته به موفقیت برسید.

هدف در این نقاط باید اختصاصی و دست یافتني باشد؛ پس اولی را مشخص کرده و هر از قدمی بردارید که شما را به هدفتان نزدیکتر کند.

– دفترچه یادداشت داشته باشید:

یادداشت بردارید و بنویسید تا محلی برای گردآوری اطلاعات موثر بر تغییرات زندگی تان داشته باشید.

امیدهای که شما را از جایگاه فعلی به آنجایی که می خواهید برسید می برند ثبت کنید و آن هایی که بیشترین تاثیر را روی شما دارند بنویسید.

از این اطلاعات جمع آوری شده برای تفکر درباره آینده و ارزیابی ارزشی که برایتان دارد استفاده کنید.

– براساس برنامه عمل کنید:

آنچه افراد موفق را از افراد ناموفق متمایز می کند اغلب اصلي «انجامش بده» است، افراد موفق دست به عمل می زنند. آن ها لزوما از بقیه باهوش تر نیستند اما روی برنامه خود کار می کنند.

وقت عمل زمانی است که احساسات شما بسیار قوی هستند، زمانی که ایده ای به سرمان می زند واحساساتی می شویم و تمایل داریم دست به کاری بزنیم اما اگر تاخیر افتاد و آن ایده را عملی نکردیم، کم کم تحلیل می رود و یک ماه و یک سال بعد سرد می شوید.

۴٫ چه چیزی لازم است تا بتوانید رویاهای خود را زندگی کنید؟

از تماشاکردن زندگی افرادی که به خوبی زیسته اند دست بردارید و به پیشرفت خودتان بچسبید تا آن زندگی خوب مال خود شما باشد.

مردم هر روز رویاهای خود را زندگی می کنند. میلیونرها به وجود می آیند، خانواده ها شکل می گیرند و روابط فوق العاده ای خلق می شوند، مردم روز به روز سالم تر می شوند و از نظر عقلی رشد می کنند و زندگی خود را بهبود می بخشند.
بگذارید شما چنین فردی باشید! حقیقت این است که زندگی کردن رویاها امری میسر است و مردم هر روز دارند این را ثابت می کنند.

۵. وقتی تمام وجودتان اصرار بر تسلیم شدن دارد، سماجت به خرج دهید.

اگر در موقعیتی قرار گرفتید که خواستید تسليم شويد، این درس ها به شما کمک می کنند:

  • همه را نادیده بگیرید: وقتی برای رویاهای خود تلاش می کنید و می بینید دیگران راحت تر، سریع تر و بهتر از شما به هدفشان می رسند، ممکن است حواستان پرت شود و از پیشرفت خود ناراضی باشید. اما هنگام دستیابی به هدف، اگر آنچه برای دیگران اتفاق می افتد از توانایی شما برای حرکت رو به جلو می کاهد، به شما ارتباطی ندارد.
  •  بزرگترین پشتیبان خودتان باشید: اگرچه حضور دیگران برای انگیزه و حمایت به شما انرژی می دهد اما وجود آن ها صرفاً یک نعمت است و ضرورتی ندارد. در مسیر موفقیت گاهی باید تنها قدم بردارید. اگر در چنین موقعیتی هستید، راهی پیدا کنید که با آنچه را لازم است. برای ادامه دادن مسیر به خودتان بدهید.
  • توقف کنید و قدر چیزهای کوچک را بدانید: می توانید تمام تمرکز خود را برای رسیدن به هدف نهایی بگذارید اما اگر فقط مقصد پایانی را ببینید، زیبایی سفر را در طول مسیر از دست مي دهید. تجربه های جدید و غافلگیرکننده، سوخت مورد نیازتان را برای ادامه دادن مسیر فراهم می کنند.
  • روی قدم بعدی تمرکز کنید: وقتی می بینم چقدر با اوج فاصله دارم ناامید مي شوم. وقتي هدفتان خیلی بزرگ باشد. دست یابی به آن غیرممکن به نظر می رسد. با تقسیم کردن هدف به قطعات کوچک تر می توانید حرکت خود را حفظ کنید.
  • ساعتتان را از پنجره بیرون بیندازید: وقتی روی هدف کار می کنید آن قدر به ساعتتان نگاه نکنید. از ارزیابی خودتان در مقایسه با شخص یا چیز دیگری است بردارید، ساعت فقط حواس شما را از تمرکزی روی کاری که برای پیشرفت لازم است انجام دهید پرت می کند.
  • محدودیت های خود را بشناسید: مسیر موفقیت شما شاید به هیچ کس دیگری نباشد؛ چون موقعیت هرکسی با دیگران فرق می کنددر عوض لازم است محدودیت های خود را بشناسید تا بتوانید آنچه را که برای موفق شدن نیاز دارید، به خودتان بدهید.

 

دوستان امیدوارم به هر رویایی که دارید، دست پیدا کنید. و زندگی همین است، نه؟ من مطمئنم که شما آرزو و از خودگذشتگی را ترکیب می کنید و در مسیر زندگی کردن در سطح اول جهانی، خوب عمل خواهید کرد.

 

 

در صورت تمایل مقاله معجزه اعداد، رازی که موفق ها می دانند را هم مطالعه کنید. 

 

آرزو

آرزو

آرزو

آرزو