شما اگر استفاده صحیح قدرت نه گفتن بلد باشید، نه تنها از بسیاری از موقعیت های مشکل‌ساز دور خواهید ماند بلکه تبدیل به یک مذاکره کننده حرفه‌ای برای مطاله خواسته‌هایتان خواهید شد !

اگر کارآفرین باشید، حتما یادتان می‌اید که اوایل شروع کارتان، به هر آشنا و غریبه‌ و هر پیشنهاد «بله» میگفتید؛

این کار ممکن است به ظاهر، برای شما عایدی داشت، اما رفته رفته بعد از مدت کوتاهی برایتان دردسرساز میشد و باید به توقعاتی خارج از قابلیت‌هایتان پاسخ میدادید.

مثلا یک عالمه پیشنهاد همکاری دریافت میکنید که اصلا لازم ندارید.

حتی بعضی از پیشنهادات به ضرر شما تمام میشوند؛ و یا بعضی از مشتری‌ها مناسب کسب و کار شما نیستند و فقط درحال تلف کردن انرژی شما هستند…

اما چون فقط «قدرت نه گفتن» را نداشتید، مجبورید آنها را تحمل کنید !

برای اینکه یادبگیرید قدرت نه گفتن را در خودتان تقویت کنید، این تمرین‌ها را انجام دهید :

» تمرین اول
ارزش‌هایتان و خواسته‌هایتان را از قبل مشخص کنید

زمانی که به رویداد، مهمانی و یا مذاکره ای دعوت میشوید باید پیشاپیش قبل از رفتن به سر قرار تمام اهداف و دستآوردها و ملاک و معیارهایتان را مشخص کنید؛ این یعنی اینکه باید بدانید

  • برای چی میروید؟
  • چه چیزی را با رفتن از دست میدهید؟
  • و چه چیزی را میخواهید بدست آورید؟
  • چطور میخواهید بدست آورید؟
  • اگر آنچه را که میخواهید بدست آورید، چه چیزی ممکن است از دست بدهید؟

در واقع مورد آخر، بدست آوردن هزینه فرصت است.
شما با این تمرین، آمادگی اولیه را بدست می‌آورید تا نه تنها مجور نشوید به هر پیشنهادی «بله» بگویید،
بلکه باعث میشود با «نه» گفتن‌هایتان پیشنهادات طرف مقابل را به هدف خود نزدیک تر کنید.

 

» تمرین دوم
واکنشی نباشید؛ خالق باشید

زمانی که هر فرصت و پیشنهادی به شما میشه جواب «بله» میگویید، ناخواسته اعمال شما به صورت واکنشی تغییر میکند
و این تغییر واکنشی میتونه تاثیر منفی بسیاری برای شما و کسب و کارتان داشته باشه.

حالت واکنشی و عکس‌العملی یعنی اینکه شما عملی را انجام میدهید تا به عمل طرف مقابل جواب دهید.
به این معنی که فرد مقابل بر روی شما و اعمالتان کنترل دارد (و متاسفانه شما بر روی رفتار‌تان کنترل ندارید!)

شاید در مواقع بحرانی و یا زمانی که نیاز به تصمیم گیری مهم دارید و یا اصلا مشتری به شما مراجعه کرده کاملا دست پاچه میشوید و کنترل خودتان را از دست میدهید
و به زبان ساده دربست در خدمت مشتری/کارمند/ سرمایه گذار و یا شریکتان قرار میگیرید.

 

برای تمرین، سعی کنید رفتار، گفتار و عکس‌العمل‌تان را از روی تصمیم و خواسته و افکار خودتان بروز دهید.
هروقت احساس میکنید رفتار شما، معلول صحبت یا رفتار طرف مقابل است چند دقیقه صبر کنید، به خودتان بیایید و از خودتان بپرسید،
آیا اگر طرف مقابل پیشنهادش را مطرح نمیکرد، حاضر بودید شما آنرا مطرح کنید؟

اگر پاسخ منفی بود، پیشنهاد را با یک نه قاطع رد کنید.

 

» تمرین سوم
سعی کنید بهترین و مناسبت‌ترین شرایط را انتخاب کنید

این تمرین کمک میکند، به خودتان احترام بیشتری بگذارید (و همین باعث میشود دیگران احترام بیشتری برای شما قائل باشند)

زمانی که به شما دعوت میشود به جلسه‌ای بروید یا دوست‌تان به شما میگوید «بریم بیرون دور بزنیم» یا اصلا در سمیناری سخنرانی کنید و یا در جمعی حاضر شوید؛
سعی کنید تاریخ و یا ساعت آن جلسه/سمینار/جمع را به بهترین زمانی که برای شما از نظر روحیه و آمادگی خوب است تغییر دهید.

اگر قبلا اینطور بودین :

  • هر پیشنهادی را قبول میکردید و بعدا به دردسر می‌افتادین چطور خودتان را برای آن پیشنهاد آماده کنین !

از این به بعد شرایط را تغییر دهید :

  • پیشنهادات را برای وضعیت راحت و آماده خودتان وفق دهید و قبول کنید

مثلا ابتدا بدانید چه زمانی و در چه روزی برای شما مقدور است که در بهترین حالت خودتان باشید و بعد پیشنهادها را بر طبق آن قبول یا رد کنید؛
شما مجبور نیستید زمانی که آمادگی کامل ندارید در جایی سخنرانی کنید و یا اصلا حضور داشته باشید.

 

» تمرین چهارم
هرآنچه را میتوانید بفروشید مجانی تقدیم نکنید !

انسان تنها محصولی است که به سرعت میتواند خودش را بفروشد…
اگر هر زمانی که هر پیشنهادی برای ارائه پیشنهاد و یا نصیحتی به شما میشود اگر همیشه جواب شما «چشم»‌ باشد ناخواسته ارزش کلامتان را کاهش دادید.

زمان شما، کلام شما و خود شخص شما با ارزش هستید؛ این را باید به خودتان تلقین کنید.
هر زمانی که به صورت مجانی بدون گرفتن هیچ امتیازی (نه صرفا گرفتن پول بلکه کسب احترام هم میتواند ارزش باشد) بخواهید از سرمایه شخصی‌تان استفاده کنید، مطمئن باشید ارزش آنرا پایین می آورید.

پس عادت نصیحت کردن همیشگی و پیشنهاد دادن راه حل هایی که کسی از شما نخواسته را از خودتان دور کنید.
برای اطلاعات و نصیحت هایتان ارزش قائل شوید؛ شما یک فرد منحصر به فرد و با ارزش هستید.

 

» تمرین پنجم
رد کردن مودبانه درخواست، هیچ اشکالی ندارد

به همین سادگی و راحتی زمانی که به پیشنهادات و فرصت هایی که باعث رشد و سودآوری شما یا شرکت‌تان نمیشوند، جواب رد بدهید؛ با اینکار در واقع شما به خودتان جواب مثبت میدهید.

شما خودتان را در اولویت اول قرار میدهید و درست در مسیر اصلی اهدافتان قرار میگیرید.
اگر در کار و حرفه خود قادر به نه گفتن به صورت حرفه ای نیستید، باید از قبل تمرین کنید.
با دوستان و یا در برابر آینه بهترین محل برای تمرین رد پیشنهاد است.

 

» تمرین ششم
مشتریان‌تان را گلچین کنید

اگر در کسب و کارتان با مشتریانی سر و کار دارید که به شدت اعصاب شما را خرد میکنند، علت آن انتخاب نادرست مشتریان است.
مشتری اشتباه پیامد‌های مخربی برای شما و کسب و کارتان دارد :

  1. وقت شما را هدر میدهد (در برابر سود ناچیز)
  2. هزینه شما را تلف میکند (به خاطر نگهداری)
  3. انرژی شما را بیهودی مصرف میکند (به خاطر انتخابی که مناسبش نیست اما اصرار میکنید که اینطور هست)

زمانی که با مشتری بلقوه ای روبرو میشوید کاملا دقیق او را زیر نظر بگیرید و دنبال نشانه های خطر مشتری اشتباه باشید؛
اگر بیش از ۳ نشانه دریافت کردید سریعا با رد پیشنها مودبانه (اگر پیشنهاد شما را قبول نکرد) او را به رقیبان‌تان بسپارید.

این مورد در روابط دوستانه نیز صادق است.
اگر شما با هرکسی دوست شوید، احتمالا بعد از مدت کوتاهی تحمل و مدیریت تمام آنها باهمدیگر، برایتان سخت خواهد بود.
پس قبل از آشنایی با فرد جدیدی معیارها و نشانه‌های خطرتان را در نظر داشته باشید، تا اگر فرد مورد نظر ۳ مورد از آنها را داشتن مودبانه عذر او را بخواهید.

 

» تمرین هفتم
نه گفتن شما را تبدیل به کارآفرین بهتری میکند

از دست دادن فرصت‌های طلایی برای هرکسی سخت است… مخصوصا اوایل راه اندازی کسب و کارتان هم اگر باشید که دیگر هیچ !

اما اکثر کارآفرینان مبتدی، در اوایل راه نگران از دست دادن مشتری هستند و می‌ترسند مبادا هیچوقت مشتری نداشته باشند…
اما نترسید. اگر محصول شما خوب باشد لازم نیست آنرا به تمام مشتریان‌تان بفروشید،
فقط به مشتری هایی بفروشید که میدانید مشتری اصلی شماست و اگر زمان و انرژی اضافی باقی ماند محصولات دیگر را به مشتریان فرعی دیگر بفروشید.

اما یادتان باشد مشتری همیشه هست؛ اما این یک کسب و کار خوب و شفاف، با یک مدیر با اعتمادبه‌نفس است که به ندرت پیدا میشود.

 

 

توصیه می کنم حتما مقاله پنج تمرین کاربردی برای هم صحبتی حرفه ای و داشتن ارتباط موثر با هر کسی که می خواهید را بخوانید.