چطور به خودشکوفایی برسیم ؟

قبلا مربیان، اساتید، پیامبران و افراد زیادی توصیه هایی در این رابطه کرده اند. هرکدام مناسب با شخصیت و رسالت شخصی شان پند و اندرز هایی داده اند.

یکی از این اساتید، آبراهام مازلو بود.
روانشناس انسانگرای آمریکایی، که پدر علم روانشناسی انسان گرا نیز شناخته میشود، برای اولین بار هرم نیازهای انسانی مازلو را کشف کرد.

جایی که برای اولین بار انسان درک کرد چطور میتواند به خودشکوفایی برسد.

خودشکوفایی به عقیده مازلو یعنی رشد یک فرد به سمت ارضای بالاترین نیازهای وجودی و کشف معنای زندگی است.

خیلی ساده اگر بخواهیم بیان کنیم :

درک اینکه امروز چه کسی هستید و میخواهید فردا چه کسی باشید؟

اولین قدم برای پاسخ دادن به این سوال شناختن خودتان است.
شما تا زمانی که خودتان را نشناسید، نیازهایتان را ندانید و معنای وجودی تان را درک نکرده باشید نمی توانید به جایی برسید.

خلبانی که در فراز آسمان است، حتی اگر بهترین هواپیما و بهترین رادار را هم در اختیار داشته باشید، تا زمانی که نداند محل فعلی اش کجاست، نه میتواند برنامه ریزی کند و نه میتواند به مقصد برسد.

پس این اصل اول و مهم را قبل از هرچیزی باید بدانید : خودتان را بشناسید !
خودشناسی، گام نخست خودشکوفایی است. منظور از خودشناسی، پیدا کردن و درک نیازها، مفاهیم و معنای زندگی شخصیتان است.

کسی که به خودشکوفایی رسیده، خودش را خیلی بهتر از هرکس دیگری می شناسد، نیازها و اهداف و خواسته هایش را در زندگی پیدا کرده است.

طبق نظریه مازلو، خودشکوفایی یک فرایند قدم به قدم است.

هرم مازلو

ابتدا شما نیازهای اولیه تان را تامین میکنید (مثل پول، امنیت، غذا) و بعد نوبت به تامین نیازهای اجتماعی تان میرسد مثل(عشق، دوستی، خانواده) و پس از تامین این نیازها، شما به سراغ تامین نیازهای سخت تر می روید، مثل اعتماد به نفس، ذهنیت قدرتمند و اینکه در هر شرایطی بتوانید خودتان باشید و نقش بازی نکنید.

در واقع، طبق هرم مازلو، شما میتوانید قدم به قدم کشف کنید برای اینکه بهترین نسخه خودتان باشید چه نیازهای وجودی باید شناخته شوند و سپس چطور آن نیازها را برطرف کنید.

اما آگاه باشید،

برای خودشکوفایی مهارت های مهمی لازم دارید !

خودشکوفایی کار آسانی نیست.
خیلی ها از اینکه خودشان را بشناسند هراس دارند. خیلی ها سال هاست که نقش بازی میکنند و ازینکه با خود واقعی شما روبرو شوند، می ترسند.

برای اینکه به خودشکوفایی برسید، باید مهارت های مهمی که آبراهام مازلو توصیه کرده است را داشته باشید…

اولین قدم این است که خود واقعی و فعلی تان را قبول کنید. قبول کنید کی هستید، فرزند چه خانواده ای، با چه سطح و جایگاه اجتماعی، چه میزان درآمد و سرمایه، چه دوستانی و … ابتدا واقعیت ها را ببینید؛ و نسبت به آنها راحت باشید.

قبول واقعیت ها موجود به معنای تثبیت بخشیدن به ماندگاری آنها نیست.
شما واقعیت موجود را قبول می کنید تا بدانید از کجا و چطور به ایده آل ذهنی تان برسید؛ برای مثال تا وقتی که ندانید صدای بد و گوش خراشی دارید(!) هیچوقت اقدام به بهبود تُن صدایتان نخواهید کرد.

همینطور در زندگی؛
شما تا وقتی که قبول نکنید درآمد فعلی و شرایط زندگی تان چطور است، هیچوقت به درآمد رویایی و شرایط زندگی ایده ال تان نخواهید رسید.

برای طی کردن هرم مازلو، به توصیه آبراهام مازلو شما به مهارت های زیر احتیاج دارید :

مهارت شماره یک) بطور کامل خودتان را قبول کنید و خودتان واقعی تان باشید

شما منحصر به فرد هستید، در این دنیا هیچکس مثل شما نیست. وقتی خودتان منحصر به فرد هستید، چرا میخواهید یک نفر دیگر باشید؟ چرا میخواهید نسخه دست دوم یک شخصیت دیگر باشید وقتی خودتان نسخه اصلی و اورجینال هستید؟

همین انحصار را در دستآوردها، استعدادها و توانایی هایتان هم هست. شاید صدای خوبی برای خوانندگی نداشته باشید، اما شاید استعداد بی نظیری در نقاشی دارید. مهم نیست در مسیر استعدادها یا علایق تان شکست خوردید یا موفق نشدید؛ هر شکست گامی به سوی بهتر شدن است.

اگر بخواهید کسی به جز هرآنکه هستید باشید، خیلی زود دیگران آنرا متوجه خواهند شد. شما با هر زبانی صحبت کنید، بیشتر از آنچه که هستید را نمیتوانید بگویید و انرژی زیادی را هم از شما گرفته خواهد شد.

چه می شود اگر همین انرژی، تمرکز و تظاهر را در مسیر استعدادها و توانایی هایتان استفاده کنید؟
میخواهید بهترین فوتبالیست دنیا شوید؟ اگر علاقه و اشتیاق تان هست، اینجا هیچ مانعی برای تظاهر کردن ندارید. تظاهر کنید بهترینید. مانند بهترین فوتبالیست راه بروید، بدوید و شوت کنید.

اما اگر فقط برای راضی کردن دیگران دست به تظاهر میزنید، خیلی زود نتیجه منفی خواهید گرفت.

پس بهترین کار این هست که خود واقعی تان باشید.
به قول معروف مهم نیست دیگران خوششان بیاید یا نه چون اینجا کارخانه مجسمه سازی که نیست ! مطمئن باشید دیگران هم مانند شما انسان هستند و انسان ذاتا کامل نیست.

وقتی به این درک برسید، تنش ذهنی تان کمتر میشود؛ به یاد داشته باشید، انسان ذاتا کامل نیست و به همین دلیل سعی دارد هر روز بهتر شود.

مهارت شماره دو) صادق باشید، خیلی صادق، با خودتان مخصوصا (و دیگران)

هر تصمیمی که در زندگی میگیرید باید حاصل تفکر صادقانه و واقعی باشد. با خودتان روراست باشید. اگر با خودتان صادق نباشید، خودتان را بخواهید فریب دهید، مطمئن باشید دیگران را نخواهید توانست فریب دهید.

و برعکس؛ اگر دیگران را بخواهید فریب دهید، خودتان را نخواهید توانست فریب دهید.
روراست و صادق نبودن، یک ظاهر سازی پوچ و توخالی است. شما وقتی صدای خوبی نداشته باشید و نخواهید با خودتان صادق باشید که صدای خوبی ندارید، در واقع برای خودتان مشکل بوجود می آورید.

باعث می شوید هیچوقت دست به تلاش برای بهبود صدایتان نزنید.
برای همین، صادق و روراست بودن بسیار حائز اهمیت است؛ دقیقا اینجاست که شما باید تصمیم بگیرید چه کار میکنید، چرا آن کارها را انجام دادید و قدم بعدی تان چه خواهد بود.

بدون صداقت، مسیر شما اشتباه خواهد بود و به بیراهه خواهید رفت.
مانند این است که چراغ بنزین اتومبیل تان روشن شده باشد و شما نمیخواهید قبول کنید که بنزین ندارید. شاید با همین وضعیت کمی رانندگی کنید، اما خیلی زود حقیقت نمایان میشود و ماشین متوقف میشود.

برای این کار تمرین جالبی میتوانید انجام دهید؛
یک دفترچه آماده کنید. کاملا شخصی. نباید دست هیچکس به این دفترچه برسد. در آن تمام کارها، رفتار و اعمالی که انجام میدهید را با توضیح شرح دهید.

  • چرا جواب تلفن دوست تان را ندادید؟
  • چون سرتان شلوغ بود؟
  • یا نمیخواستید با او صحبت کنید چون از دستش ناراحت بودید؟

این دفترچه به شما کمک میکند تا در طول زمان، از اعماق وجودتان مطلع شوید. خودتان بهتر بشناسید و یادبگیرید با خودتان صادق بودن خیلی راحت و دلپذیر است.

مهارت شمار سه) مشکلات را به مثابه چالش ببینید، نه دیوار آهنین و بلند !
دیر یا زود در مسیر خودشکوفایی با مشکلات فراوانی روبرو خواهید شد. این مشکلات میتوانند خیلی راحت اگر اشتیاق و تعهد به خودشکوفایی نداشته باشید شما را از ادامه مسیر متوقف کنند.

اینجا باید یک باور کهنه را دور بریزید… باوری که به شما میگوید «مشکل = مسیر اشتباه»
اکثر مردم انتظار دارند جاده موفقیت صاف و بدون مشکل باشد. آنها فکر میکنند اگر سنگ یا دره ای در مسیرشان وجود داشته باشد به معنای مسیر اشتباهی است که آمده اند.

درحالی که افراد موفق اینطور فکر نمیکنند.
آنها مسیر موفقیت را مسیری پرپیچ و خم، با سنگ های بزرگ در میان مسیر و دره هایی که باید از آنها عبور کنند میبینند.

مهارت شماره چهار) هیچوقت از پرسیدن چــرا؟ و چــــطور؟ دست بر ندارید
دو کلمه پرسشی بسیار مهم وجود دارد که باید در مسیر خودشکوفایی از آن به وفور استفاده کنید.

چرا؟
این کلمه برای این است که باورها، عقاید پنهان و نیمه تاریک وجودتان را بهتر بشناسید. این کلمه پرسشی به شما کمک میکند تا عمق ماجرا نفوذ کنید و علت اصلی و ریشه مشکلات، رفتار، عادات و … را پیدا کنید.

چطور؟
این کلمه بعد از «چرا؟» به کار می آید.
شما علت رفتار یا مشکل پیش آمده را کشف کردید، حالا میخواهید بدانید چطور آنرا بهبود دهید؟ چطور به سطح بهتر دست پیدا کنید؟ چطور مشکل مورد نظر را رفع کنید؟ چطور پیشرفت کنید؟ و …

کلمه پرسشی چطور؟ باعث میشود راجع به مسیر جدید فکر کنید و نه هدف جدید !
(جمله فوق را سه بار بخوانید و در دو جای مختلف یادداشت کنید)

مخلص کلام؛
شما ازین مقاله یادگرفتید که هرکس منحصر به فرد است، کامل نیست و استعدادهای و ظرفیت هایی در زندگی دارد (که بهش داده شده) تا از آنها نهایت استفاده را ببرید.

برای اینکار، یعنی خودشکوفایی نیاز دارید از هرم مازلو بالا بروید.
هرم مازلو را دیدید و مسیرتان را مشخص کردید. برای رسیدن به نوک قله هرم مازلو شما نیاز به مهارت هایی داشته که خواندید. با این مهارت ها و عادت ها میتوانید سریع تر به نوک قله خود شکوفایی برسید.